دانلود ترتیل کل قرآن کریم mp3

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد مشاری العفاسی - به تفکیک سوره:

http://www.yasinmedia.com/quran-mp3/quran-tartil-surah/347-tarteel-quran-mashari-surah.html

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد مشاری العفاسی - به تفکیک جز:

http://www.yasinmedia.com/quran-mp3/quran-tartil-part/337-tartil-quran-mashari-part.html

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک جز (ویژه موبایل):

http://www.yasinmedia.com/mobile-audio/103-tartil-parhizgar-part-amr.html

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک سوره (ویژه موبایل):

http://www.yasinmedia.com/mobile-audio/64-tartil-parhizgar-surah-amr.html

اندیشه‌ای که بهتر از عبادت یک سال است

آقای قدس می گوید: «روزی آیت الله بهجت(ره) می‌فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.
آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.
آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی‌خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می‌کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق (ع) می‌فرماید:
«تفکر ساعة خیر من عباده سنه» یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است.
آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند».

منبع : http://namazeshab.ir/hakayat.html

کلام امیر مو’منان علی علیه السُلام

نهج البلاغه/خطبه 28/دنیا شناسی:

 پس از حمد و ستایش الهی ؛ همانا دنیا روی گردانده،و وداع خویش را اعلام داشته است، و آخرت به ما روی آورده، و پیشروان لشکرش نمایان شده.

آگاه باشید! امروز،روز تمرین و آمادگی، و فردا روز مسابقه است.پاداش برندگان، بهشت،و کیفر عقب ماندگان آتش است.آیا کسی هست که پیش از مرگ،از اشتباهات خود، توبه کند؟ آیا کسی هست که قبل از فرارسیدن روز دشوار قیامت، اعمال نیکی انجام دهد؟

آگاه باشید! هم اکنون در روزگار آرزوهایید،که مرگ را در پی دارد؛ پس هرکس در ایّام آرزوها، پیش از فرارسیدن مرگ،عمل نیکو انجام دهد، بهره مند خواهد شد، و مرگ او را زیانی نمی رساند، و آن کس که در روزهای آرزوها،پیش از فرارسیدن مرگ کوتاهی کند، زیانکار و مرگ او زیانبار است؛ همانگونه که به هنگام ترس و ناراحتی برای خدا عمل می کنید،در روزگار خوشی و کامیابی نیز عمل کنید.

آگاه باشید! هرگز چیزی مانند بهشت ندیدم که خواستاران آن در خواب غفلت باشند، و نه چیزی مانند آتش جهنّم، که فراریان آن چنین در خواب فرورفته باشند!. آگاه باشید! آن کس را که حق منفعت نرساند، باطل به او زیان خواهد رساند، و آن کس که هدایت راهنمای او نباشد، گمراهی او را به هلاکت خواهد افکند.

آگاه باشید! به کوچ کردن فرمان یافتید و برای جمع آوری توشه آخرت راهنمایی شدید.همانا، وحشتناک ترین چیزی که بر شما می ترسم، هواپرستی، و آرزوهای دراز است. پس، از این دنیا توشه برگیرید تا فردا خود را با آن حفظ نمایید.

گريه حضرت علي علیه السُلام

  ابود رداء روايت كرده كه «شبی اميرالمؤمنين علي (ع) را ديدم كه از مردم كناره گرفته و در مكان خلوتي مشغول مناجات با پروردگار است در حاليكه او در محراب عبادت ايستاده بود اشكهايش بر روي صورتش مي‌غلطيد مانند مارگزيده به خود مي‌پيچيد و مانند مصيب ديده‌ها گريه مي‌كرد و مي‌گفت:

 «آه! آه! از توشه اندك و سفر طولاني و انيس و همنشين كم! آه از آتش كه جگرها را بريان كند و پوست بدن را پُر كند، آه از آتشي كه خرمن گستراند».

ناگاه ديدم صدا خاموش شد. گفتم حتماً حضرت را خواب برده است رفتم تا آن حضرت را بيدار كنم چون ايشان را حركت دادم ديدم همچون چوب خشك شده است، گفتم بلكه امام از دنيا رفته است و به خانه آن حضرت رفتم و فاطمه (س) را از اين امر آگاه ساختم، ايشان فرمودند:

«اين حالتي است كه از ترس خدا هر شب بر او عارض مي‌شود»


پس واي بر حال ما كه اينگونه به نمازهاي واجبمان كم توجّهي مي‌كنيم چه رسد به ساير عبادات.

و اي به حال ما كه هنوز باور نكرده‌ايم بايد توشه فراواني براي راه طولاني برداريم.

منبع: http://namazeshab.ir/hakayat.html

ای دل غافل...

از امام صادق (ع) سؤال شد:آیا قائم (عج) متولد شده است ؟

فرمودند :

 نه و اگر او را درک می کردم ، در طول زندگانی ام به او خدمت می کردم.

 

ای دل غافل...

منبع : http://www.20noor.blogfa.com        

داستان توبه فضیل عیاض

«یک روز کاروانی شگرف می آمد و یاران او کاروان گوش می داشتند. مردی در میان کاروان بود، آواز دزدان شنوده بود. دزدان را بدید. بدره زر داشت تدبیری می کرد که این را پنهان کند، با خویشتن گفت بروم و این بدره را پنهان کنم تا اگر کاروان بزنند، این بضاعت سازم. چون از راه یکسو شد، خیمه فضیل بدید. به نزدیک خیمه او را دید بر صورت و جامعه زاهدان، شاد شد و آن بدره به امانت بدو سپرد. فضیل گفت برو در آن کنج خیمه بنه. مرد چنان کرد و بازگشت به کاروان. گاه رسید کاروان زده بودند، همه کالاها برده و مردمان بسته و افکنده. همه را دست بگشاد و چیزی که باقی بود جمع کردند و برفتند. آن مرد به نزدیک فضیل آمد تا بدره بستاند. او را با دزدان نشسته و کالاها قسمت میکردند. مرد چون چنان بدید گفت بدره زر خویش به دزد دادم. فضیل از دور او را بدید، بانگ کرد. مرد چون بیامد گفت: چه حاجت است؟ گفت: همانجا که نهاده یی برگیر و برو. مرد به خیمه در رفت و بدره برداشت و برفت. یاران گفتند آخر ما در همه کاروان یک درم نقد نیافتیم، تو ده هزار درم باز می دهی؟ فضیل گفت این مرد به من گمان نیکو برد؛ من نیز به خدای گمان نیکو برده ام که مرا توبه دهد. گمان او راست گردانیدم تا حق گمان من راست گرداند ».

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

حسن خلق امیرالمؤمنین علی علیه السّلام

 روایت است که شبی حضرت امیر المؤمنین-صلوات الله علیه- گذشتند بر زن مسکینی که او را اطفال خورد بود و ایشان می گریستند از گرسنگی،و آن زن مشغول می کرد اطفال را و بازی می داد، و دیگی در بار گذاشته و آب در میان آن کرده و آتش در زیر آن افروخته که ایشان گمان کنند که طعامی پخته خواهد شد به جهت ایشان، شاید که به خواب روند.پس آن سیّد حال او را دانسته، به خانه ی مطهّر خود آمدند- و قنبر با آن حضرت بود –

یک جلّه ی خرما و یک همیان آرد و قدری روغن و برنج و نان بیرون آورده، و بر دوش مبارک خود برداشته، قصد خانه ی آن زن کردند.هر چند قنبر اصرار نمود که: (( این خدمت را به من بفرمای و بار بر دوش مبارک خود مگذار.)) قبول نفرمودند. پس به در خانه زن رسیده اذن طلبیده، داخل شدند، و قدری از برنج و روغن را در آن دیگ ریختند. چون پخته شد به دست مبارک خود به جهت اطفال کشیده،ایشان را سیر کردند؛ و بعد از آن به چهاردست و پای مبارک خود به دور خانه راه می رفتند و حرکات و صداها می فرمودند که اطفال بخندند.

چون آن حضرت -صلوات الله علیه- از آن خانه بیرون آمدند، قنبر عرض کرد: یا مولای من! امشب از شما چیزهای عجیب مشاهده کردم که سبب بعضی از آن را می دانم. چه معلوم است که برداشتن توشه ها بر دوش مبارک خود به جهت طلب رضای الله تعالی است. امّا سبب گردیدن خانه به چهار دست و پای و صدا کردن ها و آن حرکات معلوم من نیست.

آن حضرت فرمود که:(( ای قنبر! من داخل شدم به این اطفال و ایشان می گریستند از شدّت گرسنگی، دوست داشتم که بیرون روم و ایشان خندان باشند با سیری، و سبب دیگر برای خندیدن ایشان نیافتم غیر آنچه کردم.))

 منبع : درّ ثمین(ترجمه کشف الیقین علّامه حلّی) ص 88-89